تبلیغات

آموزش فعالیت محور -Task-based Instruction

آموزش فعالیت محور -Task-based Instruction

Task-based Instruction - روش تدریس تکلیف محور

 

آموزش فعالیت محور -Task-based Instruction

این شیوه ی آموزشی همانند آنچه در مطلب قبل ( CBI ) مشاهده کردید سعی بر ایجاد متن و زمینه ی طبیعی در یادگیری زبان دوم دارد. با این تفاوت که این شیوه بر آن است تا زبان آموزان را در حین انجام تکالیف و فعالیت های کلاسی و خارج کلاسی، به تعامل و تفکر نیز وادار کند؛ چراکه آن ها در حین انجام تکالیف های مفید و کاربردی، فرصت زیادی برای ارتباط برقرار کردن به زبان دوم پیدا می کنند. همچنین با حل مسائل و تبادل نظر و بحث می توانند به نتایج مفیدی در مورد استراتژی هایی که در یادگیری و انجام فعالیت ها به کار می برند برسند که البته این نتایج برای معلم نیز بسیار حائز اهمیت است چون که می تواند از زبان آموزانش شناخت بیشتری پیدا کند تا بتواند برنامه های درسی موثرتری تدوین نماید. قابل ذکر است اولین شخصی که این شیوه را عملا به کار برد پربهو (Prabhu) نام دارد که در سال 1987 در یک پروژه ی آموزشی در جنوب هندوستان مشغول به کار و مطالعه در این خصوص بود.

خصوصیات، مراحل و تکنیک ها:
در اواسط  دهه ی 80، علاقه ی محققان حوزه ی آموزش زبان به سمت  تکلیف محوری کشیده شد. این رویکرد با برخی از ویژگی های کلی روش CLT که در مطالب قبل عنوان کردیم، اشتراک های زیر بنایی دارد اما انجام فعالیت و تکلیف، هسته ی مرکزی این روش محسوب می شود، چراکه همه ی مهارت های زبانی از این طریق آموزش داده می شود.
از مشخصه های مهم این شیوه ی آموزشی، نوع فعالیت های مورد نظر آن است که به طور کل به 2 دسته تقسیم می شود:

1. آن دسته از فعالیت هایی که با دنیای واقعی در ارتباط است و به کار می رود،مثل تلفن زدن.

2. این دسته، تکالیفی را شامل می شود که لزوما نباید برگرفته از زندگی واقعی باشد و بیشتر حالت انتزاعی دارد، مانند بحث و گفتگو، تبادل اطلاعات، تجزیه تحلیل و حل مساله.


معنا و انتقال آن در این روش از موارد بسیار مهم می باشد. هرچند فعالیت های تمرینی دستوری نیز وجود دارد اما هدف اصلی آن  ایجاد آمادگی  در زبان آموزان برای استفاده از زبان دوم در فعالیتی خاص است. چراکه دربرخی از تکالیف بایستی از ساختارهای دستوری خاص، بیشتر استفاده نمود.


مشخصه های تفکر فعالیت مدار توسطFeez  در سال 1998 به این ترتیب خلاصه شد :

تمرکز اصلی این رویکرد بر پروسه ی یادگیری تا محصول آن ( همانند CBI )
 عناصر تشکیل دهنده ی اصلی این روش، فعالیت هایی ست که بر تعامل و انتقال معنا تاکید دارد. همچنین تکالیف به صورت هدفمند طرخ و اجرا می شوند که این خود توجه و انگیزه ی فراگیر را برانگیخته می کند.
فعالیت ها و تکالیف بر اساس سختی مرتب می شوند. در این خصوص اضافه می کنیم که Prabhu پنج فاکتور که تعیین کننده ی سختی یک فعالیت است را به این ترتیب بر می شمارد:


1-مقدار و نوع اطلاعات مورد نظر
2-میزان تعقل و استدلال لازم برای انجام فعالیت(جنبه ی شناختی)
3-دقت و وضوح
4-میزان آشنایی زبان آموز با محدوده های یک فعالیت
5-درجه ی انتزاعی و ذهنی بودن مضمون مورد نظر در یک تکلیف


در این رابطه Feez اضافه می کند که میزان سختی یک فعالیت یا تکلیف به تجربه ی قبلی فراگیر، پیچیدگی کار، مواد زبانی مورد نیاز برای انجام آن و میزان حمایت موجود برای فراگیران نیز بستگی دارد.
پی ریزی برنامه و طرح درسی درآموزش فعالیت محور شامل دو نوع Priori-task و Posterioi-task می باشد. در نوع اول، مضمون دروس و تکالیف و ترتیب آن،  قبل از شروع تدریس مشخص می شود. در نوع بعد، برنامه ی درسی با مشورت زبان آموزان و بر اساس نیاز و حتی علایق شان تدوین می شود که این نوع به  سه فاز یا مرحله ی  سه گانه: پیش تکلیفPre-task، تکلیف During-task و پس از تکلیف Post-task تقسیم می شود.


Pre-task: هدف از اجرای این مرحله، آماده سازی زبان آموزان برای انجام تکلیف می باشد که این کار به شکل های مختلف انجام می شود از جمله: انجام یک تکلیف مشابه اصل آن، ارائه ی مدل استاندارد آن فعالیت در قالب متن یا به صورت شفاهی وهمچنین تقویت مهارت هایی که به اجرای بهتر تکلیف کمک می کند مانند: لغت ها و نکات دستوری مورد نیاز.


During-task: در این مرحله، فعالیت مورد نظر توسط زبان آموزان اجرا می شود که ممکن است برای اجرای آن محدودیت زمانی تعیین شود و یا مرز زمانی  خاصی گذاشته نشود.


Post-task: بعد از یک بار اجرای کار، معلم از زبان آموزان می خواهد که آن را تکرار کنند که در این صورت معمولا  دیده شده که سطح ارئه ی تکلیف زبان آموزان بالاتر خواهد رفت و مطالب ارائه شده پخته تر از بار اول می شود. در این مرحله، معلم ممکن است از زبان آموزان بخواهد که گزارش کار آن فعالیت را تهیه کنند و بعد خود آن ها با بررسی بیشتر متوجه شوند که چطور می توانند آن فعالیت را بهتر انجام دهند. مورد دیگر این که؛ جهت افزایش آگاهی زبان آموزان از نحوه ی ارائه و استراتژی هایی که به کار بردند و همچنین پی بردن به اشتباهات دستوری و ساختاری، معلم می تواند اجرای آن ها را به نحوی ثبت و ضبط کند که در آخر آن را به آن ها نشان دهد که بتوانند به شناخت و خود آگاهی بیشتری در زمینه ی یادگیری زبان دست یابند و همچنین اشتباهات خود را برای فعالیت های بعدی اصلاح نمایند.
حال به چند تکنیک رایج در این روش اشاره می کنیم.


حل معما-Jigsaw  : این نوع فعالیت همانند کنار هم چیدن قطعات پازل است که در آن از اطلاعات خرد برای رسیدن به یک کل استفاده می شود.
شکاف اطلاعاتی؛Information- gap  : به این صورت که گروهی از زبان آموزان پاره ای اطلاعات خاص در اختیار دارند که گروه دیگر، اطلاعات تکمیل کننده ی آن را در اختیار دارند که این شکاف، باعث جریان اطلاعاتی بین دو گروه خواهد شد.
حل مساله؛  Problem-solving : ر این تکنیک، معلم یک مساله چالش زا را طرح می کند و مقداری اطلاعات برای حل آن در اختیار زبان آموزان قرار می دهد که آن ها نیز با همکاری یکدیگر به یک سری نتایج و راه حل خواهند رسید.
تصمیم گیری؛ Decision-making : معلم باز هم مساله ای طرح می کند که این بار چند راه حل ممکن را پیش روی زبان آموزان قرار می دهد که آن ها نیز بایستی تصمیم بگیرند کدام را انتخاب خواهند کرد.
تبادل نظر؛ Opinion-exchange :  زبان آموزان با طرح یک موضوع و بحث در مورد آن، نظرات خود را مطرح و مبادله می کنند.

در کلاس :
فرض کنید کلاسی شامل چهل  دانش آموز ده ساله داریم که نسبتا در زبان انگلیسی پیشرفته هستند. هنگامی که وارد کلاس می شویم معلم در حال صحبت است و در شروع کلاس به زبان دوم می گوید:
ما امروز می خواهیم ابتدا روی جدول زمان بندی کار کنیم.
سپس یک جدول روی تخته رسم می کند.  در بالای اولین ستون می نویسد 10:15- 9:30 ؛  زبان آموزان متوجه می شوند که معلم مدت زمان اولین کلاس را نوشته. بعد به بالای دومین ستون اشاره می کند و می پرسد؛ اینجا چه باید بنویسم؟ پاسخ می دهند : 11- 10:15  و به همین ترتیب تا آخرین ستون پیش می روند. سپس معلم می پرسد ؛ چه کسی  می خواهد اسامی روزهای هفته را این جا بنویسد؟ چند تن از آن ها  داوطلب می شوند و معلم یکی از آن ها را صدا می زند و می گوید به پایین کلاس بیاید. سپس آن زبان آموز پای تخته می رود و ماژیک را بر می دارد و اسامی هفته را کنار هر ردیف می نویسد و چنان چه لازم باشد، بقیه ی کلاس در تلفظ  کلمات به او کمک می کنند. سپس معلم از او می پرسد آیا درست نوشته است؟ چون یکشنبه ها تعطیل است. کلاس می گوید  بله یکشنبه ها تعطیل است! و زبان آموز نیز نوشته اش را اصلاح می کند.
در فعالیت بعدی معلم کلاس را به هشت گروه پنج نفره تقسیم می کند. و هر نفر یک کارت دریافت می کند که روی آن تکالیف مربوط  به یک روز در آن نوشته شده است. کار آن ها این است که برنامه ی هفتگی را با تقسیم کارت ها بین خودشان تکمیل کنند. همان طور که معلم در کلاس و بین گروه ها حرکت می کند و به صحبت های آن ها گوش می کند، به آنها متذکر می شود که به انگلیسی صحبت کنند. اولین گروهی که کارش را تمام کند، پای تخته می رود و جدول را روی تخته رسم می کند ومی نویسد. سپس معلم نوشته های تمام گروه ها را جمع می کند که  بعدا بخواند و جلسه بعد تحویل  دهد. برای تصحیح آن نیز بیشتر به مضمون و معنا و نحوه ی انتقال آن توجه می کند.
 کار بعدی گروه ها می تواند این باشد که موضوع درسی مورد علاقه ی یکدیگر را بدانند و مورد بررسی قرار دهند. آنها باید نام سه موضوع مورد علاقه ی خود را بیان کنند؛ هر گروه باید راه و روشی که برای رسیدن به جواب به کار می برد با دیگران به اشتراک بگذارد؛ مثلا  ممکن است گروهی پرسشنامنه طرح کند یا مصاحبه را ترجیح دهد. بعد از اتمام کار بایستی گزارش کاری را تهیه و خلاصه کنند که در آخر از آن نتیجه گیری کنند. آن ها باید مشخص کنند که از چه نوع استراتژی و روشی می خواهند استفاده کنند تا نتیجه را نشان دهد. مثلا: به صورت درصد مشخص می کنند و یا با جدول نشان می دهند؟
در آخر یاد آور می شویم که این قسمت ها برای ارائه ی نمونه هایی جهت عینی و ساده سازی مطالب آورده می شوند و نباید به آن ها به عنوان نسخه نگاه کرد.

فواید:
- هنگامی که زبان آموزان با مشارکت سعی بر انجام یک تکلیف را دارند، بیشترین فرصت را برای مکالمه و تعامل  خواهند داشت که این موضوع کمک قابل توجهی به استفاده واقعی از زبان خواهد کرد.
- ارتباط و مذاکره ی بین زبان آموزان باعث جاری شدن اطلاعات از فرد به فرد دیگر و یا از گروهی به گروه دیگر می شود که در عین حال به اطلاعات و دانش یکدیگر نیز اضافه می کنند.
- بخش بزرگی از این فعالیت ها مکالمه-محور است چراکه معمولا طوری طراحی می شوند که لازم باشد زبان آموزان برای انجام آن با هم صحبت کنند.
- انجام و اتمام تکالیف به خودی خود باعث حس موفقیت و ایجاد انگیزه در بین زبان آموزان خواهد شد.
- این روش به طور هم زمان باعث پیشرفت در تعامل اجتماعی و مهارت های زبانی می شود.
- فعالیت ها بر اساس نیاز ها، استعدادها و علایق زبان آموزان طراحی و اجرا می شوند؛ اذا هدف مورد نظر زبان آموز و همچنین فردیت او نیز مورد توجه قرار می گیرد.

نقد و توصیه:
علی رغم تمام مزیت های این رویه ی آموزشی، مدرک تجربی دال بر اثبات برتری این روش به متد ها و رویکرد های دیگر وجود ندارد. همچنین مشکلاتی که سر راه معلم برای طرح تکلیف و ترتیب بندی و ارزیابی آن (خصوصا برای معلمان متوسط از لحاظ سواد و تجربه) وجود دارد، باعث  ایجاد سردرگمی و اختلال در امر آموزش می شود. لذا معلم بایستی در حوزه هایی که تسلط کمتری دارد از مشورت افراد کارآزموده و خبره جهت طرح و اجرای بهتر فعالیت ها بهره مند شود که این می تواند مشکل کمبود معلمان خبره را تا حدودی کمرنگ نماید.
مورد دیگر در خصوص مرحله اجرای تکلیف (During-task) است.  چنان چه زمان محدود باشد، طبیعتا به روانی سخن (Fluency) بیشتر از صحت سخن (Accuracy) توجه می شود اما اگر زمان کافی در اختیار باشد، مسلما فرصت کافی برای توجه به درستی و صحت گفتار وجود خواهد داشت. در این خصوص توصیه می شود که  سعی کنید تعادلی بین این دو به وجود آورید و یکی را به بهای دیگری از دست ندهید( خصوصا در مورد Accuracy) البته این مساله به هدف انجام یک تکلیف خاص نیز بستگی دارد.
در آخر همانند قبل از خوانندگان محترم تقاضامندیم چنان چه عقیده، مشکل و راه حل خاصی در نظر دارید که در این مطلب قید نشده می توانید با ما و مخاطبان گرامی در میان بگذارید.
با تشکر از توجه شما
فرناز زمانی


   

-------------------------------------------------------------------------

این مطلب از بخش اصول و روش تدریس توسط خانم فرناز زمانی ارسال گردیده است.

------------------------------------------------------------------

کپی با ذکر منبع مجاز است

منبع : باشگاه زبان آموزان انگلیش کمپ

پاسخ دهید

1 نظر

حسین نیا  ۱۳۹۵/۱۱/۰۱ - ۰۰:۴۸:۴۷

بسیار عالی و کاربردی بود.ممنون